اکیس

«لغت نامه دهخدا»

[اَکْ یَ] (ع ن تف) زیرک و دانا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || زیرک تر. (آنندراج) (دهار) (غیاث اللغات). نعت تفضیلی از کَیِّس. کیس تر. باکیاست تر. اعقل. زیرک تر.
- امثال: اکیس من قشه. (یادداشت مؤلف).
|| پاک و صافی تر. (از حاشیهء مثنوی مولوی):
واگزین آئینه ای کاو اکیس است
اندکی صیقل گری او را بس است.مولوی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر