«لغت نامه دهخدا»
[اُ بَ / بِ] (اِ) طعامی است ترکان را که در آفتاب پزند. (از مؤیدالفضلا) : دوش ترکانه مرا البه دلارام افتاد معدهء سوخته ام در طمع خام افتاد. بسحاق اطعمه.