التماظ

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) زود در دهان انداختن چیزی را. (منتهی الارب). خوردن. (تاج المصادر بیهقی). || بردن حق کسی را: التمظ بحقه؛ برد آنرا. (منتهی الارب). بدین معنی رجوع به التماط شود. || پیچیدن چیزی را: التمظ بالشّی ء؛ پیچید آن را. (منتهی الارب). || برهم پیوستن هر دو لب را چنانکه آوازی برآید: التمظ بشفتیه؛ بر هم پیوست هر دو لب را چنانکه آوازی برآمد. (منتهی الارب).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر