«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) افروخته شدن آتش. (منتهی الارب) (مصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). افروخته شدن. (غیاث اللغات). افروخته شدن. (دهار). || (اِ) زبانه و شعلهء آتش. (مؤید الفضلاء) : اکنون بدینمقام در آن آتشم ز دل کش ز آب دیده افزون میگردد التهاب. مسعود سعد. ترا کی بود چون چراغ التهاب که از خود پری همچو قندیل از آب.سعدی.