الچخت

«لغت نامه دهخدا»

[اَ / اِ / اُ چَ ](1) (اِ) طمع. (فرهنگ اسدی نخجوانی) (فرهنگ اوبهی). طمع، و بکسر نیز گفته اند. (از شرفنامهء منیری). امید. (فرهنگ اسدی چ پاول هورن). طمع و امید. (فرهنگ جهانگیری). طمع و حاجت و امید و چشمداشت. (برهان قاطع) (آنندراج) (انجمن آرا). شعوری در فرهنگ خود (ج 1 ورق 330 الف) به همین معنی چخت (بی الف و لام) آورده است. انتظار :
جز این بودم امید(2) جزین داشتم الچخت
ندانستم کز دور گواژه زندم بخت(3).
کسائی (از فرهنگ اسدی).
به الچخت خود را میفکن بدام
میان دلیران شوی نیکنام.
فردوسی (از آنندراج و انجمن آرا).
یگانه شیخ ابواسحاق شاهی
که انس و جن بدو دارند الچخت.
شمس فخری (از جهانگیری).
(1) - رجوع به برهان قاطع شود.
(2) - ن ل: اومید و.
(3) - ن ل:
جهان جای بتلخیست تهی بهر و پردخت
جز این بود مرا طمع و جز این بودم الچخت.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر