«لغت نامه دهخدا»
[اَ حَ ذَ] (ع صوت) خبردار و آگاه باش. (آنندراج). ملتفت باش. باخبر باش و دوری کن. (ناظم الاطباء). زنهار. زینهار. بپرهیز. بترس. بپرهیزید. بترسید. بمعنی ایّاکَ و حَذار عربی. رجوع به حذر شود : هم ببین خشم شاه در هر دم الحذر الحذر همی خوان هم.سنائی. آتش و دود آید از خرطوم او الحذر زان کودک مرحوم او.مولوی. الحذر ای ناقصان زآن گلرخی کو بگاه صبح آمد دوزخی.مولوی. ای رخ چون آینه افروخته الحذر از آهِ منِ سوخته.سعدی.