«لغت نامه دهخدا»
[اَ حَقْ قُ وَلْ اِ] (ع اِ مرکب) حق و داد. حقیقت و عدالت. || (ق مرکب) در تداول عامه، براستی و از روی انصاف. راستی. واقعاً. انصافاً. حقاً. بیشک. بی شبهه.