«لغت نامه دهخدا»
[اَ لَذذ] (ع ن تف) لذیذتر و بامزه تر. (غیاث اللغات) (آنندراج). خوشمزه تر. خوش طعم تر. خوشتر. خوش خوراک تر. بمزه تر. خوشخوارتر: و بدارابجرد سمک... و هو من الذالسموک. (صور الاقالیم اصطخری). - امثال: الذ من الغنیمه البارده؛ لذیذتر از غنیمت بارده یعنی آنچه در بدست آوردنش انسان رنجی نکشیده باشد. الذ من المُنی؛ یعنی لذیذتر از آرزوها. رجوع به امثال و حکم شود.