«لغت نامه دهخدا»
[] (ع اِ) الوسن. اولوسن(1). نوعی از عکرش (گیاهی ترش که در بن خرمابن میروید و آن را میکشد یا گیاه مرغ یا نوعی از کنگر) به فارسی ازدشت (؟) به هندی برمون گویند. گیاهی است خشن مانند چوب، و برگهای آن در طرف ریشه گرد است و در میان آنها دانه ای چون ترمس در داخل دو غشاء سیاه و سرخ قرار دارد. در دوم گرم و خشک است. و جالی آثار و محلل اورام، و با شوکران جهت ورم خصیه سودمند است و بخصوص آن را برای گزیدن سگ دیوانه مجرب دانسته اند، و مصدع است و مصلح آن مرزنجوش، و قدر شربتش تا یک مثقال است. (از تذکرهء داود ضریر انطاکی). و رجوع به مخزن الادویه و تحفهء حکیم مؤمن و مادهء الوسن و اولوسن(2) شود. (1) - رجوع به مخزن الادویه و تحفهء حکیم مؤمن شود. (2) - در یادداشتها این دو عنوان پیدا نشد.