الف دادن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ دَ] (مص مرکب) الفت دادن. مونس کردن. خوگر کردن. سازوار گردانیدن. دوست گردانیدن. رجوع به اِلف و اُلفَت شود: ایلاف؛ الف دادن. (تاج المصادر بیهقی) :
لطف باری این پلنگ و رنگ را
الف داد و برد از ایشان جنگ را.مولوی.
لطف حق این شیر را و گور را
الف داده ست این دو ضد دور را.مولوی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر