الماس دندان

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دَ] (ص مرکب) آنکه دندانش چون الماس درخشان و سفید باشد :
چو من زنگی آنگه که خندان بود
سیه شیری الماس دندان بود.نظامی.
- الماس دندان شدن؛ کنایه از کمال الحاح و فروتنی کردن. (غیاث اللغات).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر