«لغت نامه دهخدا»
[اُ لُ اُ لُ] (اِ مرکب) فوج فوج. (فرهنگ رشیدی). گروه گروه و فوج فوج. چه الم بمعنی فوج و گروه باشد. (برهان قاطع) (هفت قلزم) (آنندراج) (از انجمن آرا). فوج در فوج. (فرهنگ سروری) (فرهنگ خطی) (برهان جامع). || پی درپی و زودزود. (فرهنگ سروری) (برهان جامع) (شرفنامهء منیری) (مؤید الفضلاء).