«لغت نامه دهخدا»
[اُلْ] (اِ) ستاره، و آنرا به تازی کوکب گویند. (فرهنگ جهانگیری) (برهان قاطع) (از فرهنگ رشیدی). ستاره و کوکب و کوکب سیار و برج فلکی. (ناظم الاطباء). رشیدی آرد: مسعودسعد در صفت عمارت گفته است : ز بس بدایع چون بوستان پر از انوار ز بس جواهر چون آسمان پر از الوا. و در اینجا سهو کرده، چه در این بیت «انوا» به نون(1) باید خواند جمع نوء، بفتح نون که بعربی منازل قمر را گویند و عرب بدان استدلال بر باریدن باران کنند و بدان اهتمام دارند و در «قاموس» نوء بمعنی ستاره آمده است. (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا). (1) - در دیوان مسعودسعد (ص10) نیز بنون است.