«لغت نامه دهخدا»
[اِ لا یِ شِرْ] (اِخ) نام او میرالهی و از سخنوران صاحب دیوان بود. تاریخ زندگی او بدست نیامد. این اشعار از اوست: عاقبت گو سر خود گیر و برو از بر ما ما نداریم سر آنکه ندارد سر ما بحر با ما چه زند لاف که با اینهمه شور طفل اشکی است بگهوارهء چشم تر ما ای خضر صاحب دیوان الهی ماییم عمر جاوید تو مدی بود از دفتر ما. منع از گردش بیهوده مکن مجنون را که نوشت از قلم پا ورق هامون را. (دانشمندان آذربایجان). و رجوع به الذریعه ذیل دیوان الهی شروانی و فرهنگ سخنوران شود.