الیه

«لغت نامه دهخدا»

[اَلْ یَ] (ع اِ) دنب و سرین یا پیه و گوشت سرین. ج، اَلیات، اَلایا. تثنیهء آن اَلیان بی تاء. (منتهی الارب). گوشت یا پیهی که بر عَجُز گرد آید. (از بحر الجواهر). عجیزه. (اقرب الموارد). || گوشت بن انگشت نر. (منتهی الارب). گوشتی که در ضرهء (گوشت بن انگشت خرد) انگشت ابهام است. (از بحر الجواهر). گوشتی که در اصل ابهام باشد و آنچه در باطن کف مقابل خنصر بوجود آید ضره است. (از اقرب الموارد). و رجوع به الیه الکف شود. || گوشت موشک ساق. (از منتهی الارب) (از آنندراج). عضلهء ساق. (از متن اللغه). || گرسنگی. مجاعه. || پاره ای از پیه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغه).
- الیه الحافر؛ دنبالهء سنب ستور. (منتهی الارب). الیه الحافر؛ مؤخره. (اقرب الموارد).
- الیه الحمل؛ پروین (ستاره). ثریا. (دزی ج1).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر