امآء

«لغت نامه دهخدا»

[اِمْ] (ع مص) امأاء(1). صد کس شدن قوم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || صد کردن و صد نمودن. (مصادر زوزنی). صد کس گردانیدن قوم را. لازم و متعدی است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
(1) - در اقرب الموارد چنین ضبط شده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر