«لغت نامه دهخدا»
[اَمْ] (ع اِ) جِ مؤق و مأق و موق و ماق. جمع دیگر این کلمات آماق است و دو کلمهء اخیر به امواق نیز جمع بسته شود. کنج چشمان و یا دنباله یا کنار آنها که به بینی راه دارد. رجوع به کلمات مذکور و تاج العروس ذیل ماق شود.