«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) هکه افتادن از گریستن. (منتهی الارب). به هغ هغ افتادن کودک هنگام گریستن. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || سخت و تند گردیدن خشم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).