امتهان

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص) بکار خدمت داشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بادروزه داشتن. (مصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). بکار گرفتن کسی یا چیزی را. || بخدمت داشته شدن. بکار گرفته شدن. || بذل کردن چیزی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || ضعیف کردن. (تاج المصادر بیهقی). خوار و ضعیف داشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) :
کوه کنعان را فرو برد آن زمان
نیم موجی تا بقعر امتهان.مولوی.
بشمرند آن ظلمها و امتهان
کز یزید و شمر دید آن خاندان.مولوی.
از سلطان بضراعت و امتهان امان خواستند. (جهانگشای جوینی). و رجوع به بادروزه شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر