امخاخ

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) بامغز شدن استخوان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مغزدار گشتن. (مصادر زوزنی). || فربه گردیدن گوسفند. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). فربه شدن. (تاج المصادر بیهقی). || تر گشتن چوب و روان گردیدن آب در آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)(1). || پر مغز شدن دانهء کشت. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). روان گردیدن آرد در کشت. (از اقرب الموارد).
(1) - در آنندراج «فربه گردیدن آب در آن» آمده و گویا در هنگام نقل معانی از منتهی الارب یک سطر (...گردیدن گوسپند و تر گشتن چوب و روان...) حذف شده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر