«لغت نامه دهخدا»
[اَ ءُلْ اَ] (ع اِ مرکب)خراطین. (ترجمهء صیدنهء ابوریحان بیرونی) (مؤید الفضلاء). کنایه از کرمهای زمین. خراطین. (آنندراج). رجوع به خراطین و خراتین و امعاء شود.