املاص

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) بچهء مرده انداختن زن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || بچه بیفکندن زن بحیلتی. (مصادر زوزنی). افکندن زن بچه را در حالی که ناتمام است. (از اقرب الموارد). || لغزانیدن چیزی را. (از ناظم الاطباء). ازلاق. (از اقرب الموارد). || لغزیدن چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج). || نیازمند شدن. افتقار. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر