امنع

«لغت نامه دهخدا»

[اَ نَ] (ع ص) با عز و ارجمندی. (ناظم الاطباء). || (ن تف) منیع تر. بلندتر. استوارتر. (فرهنگ فارسی معین).
-امثال: امنع من ام قرفه(1).
امنع من انف الاسد.
امنع من صبی.
امنع من عتر.
امنع من عقاب الجو.
امنع من لهاه اللیث.
(از مجمع الامثال میدانی).
امثال دوم و پنجم و ششم در فرائدالادب ضمیمهء المنجد نیز آمده. رجوع به مجمع الامثال و المنجد شود.
(1) - رجوع به ام قرفه در همین لغت نامه شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر