ام واحد

«لغت نامه دهخدا»

[اُمْ مِ حِ] (ع اِ مرکب) زنی که یک فرزند داشته باشد. (از المرصع) :
فما وحدت و جدی بها ام واحد
من القوم شمطاء القذال عقیم.
ساعده بن جویه هذلی (از المرصع).
|| گودالی که آدمی را در آن دفن می کنند. قبر. (از المرصع).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر