«لغت نامه دهخدا»
[اَ رِ اَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) امیرالامراء. امیر امرا: و عنده اینانج محمود و امیر امیران عمر کانت امهما فی الری. (اخبار الدوله السلجوقیه ص173). بر کنار رود دیهی بود که خندان می گفتند و باج می ستاندند از جهت امیر امیران [ جستان ابراهیم ] و او از ملوک دیلمستان بود. (سفرنامهء ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص5).