«لغت نامه دهخدا»
[اَ حَ سَ نِ دِ لَ] (اِخ)پسر علی سنجری، ملقب به نجم الدین. عارف و شاعر و خوشنویس بود. در سال 771 یا 731 ه .ق . درگذشت. از اشعار اوست: مشتاق تو بهیچ جمالی نظر نکرد بیمار تو ز هیچ طبیبی دوا نخواست بر ما دلت نسوخت ندانم چرا نسوخت مارا دلت نخواست ندانم چرا نخواست. مدعئی گفت به لیلی بطنز رو که بسی چابک و موزون نه ای لیلی از آن حال بخندید و گفت با تو چه گویم که تو مجنون نه ای. (از ریاض العارفین ص187). و رجوع به حسن دهلوی در همین لغت نامه و فرهنگ سخنوران شود.