«لغت نامه دهخدا»
[اُ مَیْ یَ] (ع اِ) مصغر امه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || قبیله ایست از قریش، اُمَویّ و اَمَویّ و اُمَیَّی بچهار یاء منسوب است بآن. (منتهی الارب). در نسبت به امیه اختلاف کرده اند، گروهی گفته اند منسوب بدان اُمَویّ است و گروهی دیگر گفته اند در نسبت باصل برمیگردد و اَمَویّ میشود زیرا امیه مصغر اَمَه است و منسوب به امه، اَمَویّ میشود. (از صبح الاعشی ج 1 ص375)(1). (1) - لفظ اَمَوی در نسبت علقمه بن عبید اموی و مالک بن سبیع اموی نزد بعضی منسوب است به اَمِوَه و آن شهریست و صاحب قاموس گفته که در این معنی تأمل است. (از منتهی الارب).