«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (از ع، اِ) درنگ. (غیاث اللغات). توقف و درنگی. تأنی. آهستگی. (فرهنگ فارسی معین) : لیک مؤمن زاعتماد آن حیات می کند غارت بمهل و با انات. مولوی (مثنوی). || بردباری. تحمل. || وقر. وقار. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به اناه شود.