«لغت نامه دهخدا»
[اَ رَلْ لا هُ بُ نَ هُ] (ع جملهء دعایی)(1) برهان و حجت او را خداوند باو بیاموزاد. (از کلیله و دمنه چ مینوی حاشیهء ص11): این پادشاه بزرگ اناراللهبرهانه... (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 103). امیرالمؤمنین القادر بالله اناراللهبرهانه. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص787). امیر را مصیبتی بزرگ افتاده است بمرگ سلطان محمود اناراللهبرهانه. (تاریخ بیهقی ص41). سلطان ماضی... محمود راست اناراللهبرهانه. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 11). ابومحمد نوح بن منصور السامانی اناراللهبرهانه. (سندبادنامه ص25). (1) - این جمله در روی بعضی از سکه هایی که عمال عباسیان زده اند بعد از اسمی که در سکه منقوش بود، دیده شده است. (از نقودالعربیه ص137).