اناره

«لغت نامه دهخدا»

[اِ رَ] (ع مص) روشن شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج) (ترجمان علامه مهذب عادل بن علی) :
اناره العقل مکسوف بطوع هوی
و عقل عاصی الهوی یزداد تنویراً.؟
|| روشن کردن جای و جز آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). روشن کردن. (از اقرب الموارد). (آنندراج) (ترجمان علامه مهذب عادل بن علی). || گل کردن درخت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). شکوفه آوردن درخت. (از اقرب الموارد). || خوبروی شدن. || آشکار گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد)(1). || بانگ برزدن بر کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || علم و نگار کردن در جامه، گویند انار الثوب و چنین است هناره مانند اراقه و هراقه. (از منتهی الارب). نگارین کردن جامه را. (ناظم الاطباء). جامه را علم کردن. (آنندراج) (از اقرب الموارد)(2). و رجوع به اناره و انارت شود.
- اناراللهبرهانه، اناراللهبراهینهم؛ رجوع بهمین مواد شود.
(1) - باین معانی از «ن و ر» می آید.
(2) - باین معانی از «ن ی ر» می آید.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر