«لغت نامه دهخدا»
[اِ ضَ] (ع مص) انض اللحم اناضهً (از باب کرم)؛ نیم پخته گردید گوشت. (ناظم الاطباء). نیم جوش یافتن گوشت. (یادداشت مؤلف). || نادانی و جهل آشکارا گردیدن بر کسی. || رسیدن خرمای خرمابن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گویند اناض النخل. (از منتهی الارب).