اناله

«لغت نامه دهخدا»

[اِ لَ] (ع مص) فراهم آمدن چیزی در معدن. (ناظم الاطباء): انال المعدن انالهً؛ فراهم آمد در آن [ معدن ] چیزی. (از منتهی الارب). || سوگند خوردن، گویند انال بالله(1). || دادن، گویند انلته ایاه و له. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). داد و عطا کردن(2). || دوا کردن. (آنندراج).
(1) - باین معانی واوی است.
(2) - باین معنی هم واوی و هم یایی است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر