«لغت نامه دهخدا»
[اِ لَ] (ع مص) فراهم آمدن چیزی در معدن. (ناظم الاطباء): انال المعدن انالهً؛ فراهم آمد در آن [ معدن ] چیزی. (از منتهی الارب). || سوگند خوردن، گویند انال بالله(1). || دادن، گویند انلته ایاه و له. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). داد و عطا کردن(2). || دوا کردن. (آنندراج). (1) - باین معانی واوی است. (2) - باین معنی هم واوی و هم یایی است.