انبار نهادن

«لغت نامه دهخدا»

[اَمْ نِ / نَ دَ] (مص مرکب) ذخیره کردن. انبار کردن :
وآنگه به تبنگوی کش اندرسپردْشان
ور زآنکه نگنجند بدو در فشردْشان
بر پشت نهدْشان و سوی خانه بردْشان
وز پشت فروگیرد و برهم نهد انبار.
منوچهری.
نخلها بر کوه دوکند و شجر
می نهند از شهد انبار شکر.مولوی.
آرزو می کارم و انبار حسرت می نهم
منتش بر من اگر برقم بخرمن دشمن است.
ظهوری (از آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر