انباز داشتن

«لغت نامه دهخدا»

[اَمْ تَ] (مص مرکب)نظیر و مانند و همتا داشتن : مردی جلد و کاری و سوار نیک و بشورانیدن همهء سلاحها استاد چنانکه انباز ندارد ببازی گوی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص572). || رقیب داشتن :
چو آمد بشاه جهان آگهی
که انباز دارد بشاهنشهی.فردوسی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر