«لغت نامه دهخدا»
[اَمْ بَ] (ص)(1) غلیظ و بسته شده. (برهان) (ناظم الاطباء). چیزی که بسته و سفت شده باشد مانند ماست و شیره و خون و غیره. غلیظ و بسته شده. انبسته. (فرهنگ فارسی معین). || هنگفت. (ناظم الاطباء). و رجوع به انبسته شود. (1) - سغدی anbast، طبری anbas مرکب از: پیشوند an(پهلوی: هم، هن، ان. اوستا: هم، هن) به معنی هم و جزو دوم از مصدر بستن؛ بهم بسته. (از حاشیهء برهان قاطع چ معین).