انبیذ کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اَمْ کَ دَ] (مص مرکب)در تداول عامه، گرد کردن غله و غیره در جایی چون خرمن گاه و غیره، شاید انبودن(1)نیز همین کلمه باشد. (یادداشت بخط مؤلف). در تداول گناباد (خراسان) توده کردن گندم در خرمن پس از جدا شدن از کاه برای تقسیم کردن میان ارباب و زارع یا برای بردن به انبار. و رجوع به انبیس شود.
(1) - روی هم چیدن. (برهان). بنظر میرسد انبیذ لهجه ای از انبود باشد.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر