انتاش

«لغت نامه دهخدا»

[اِ] (ع مص) سر بیرون آوردن گیاه از زمین پیش از آنکه بیخش برآید. (ناظم الاطباء)(1). سر بیرون آوردن گیاه از زمین پیش از آنکه ریشه بدواند. (از اقرب الموارد)(2). || نتش برآوردن تخم. (ناظم الاطباء). انتش الحب؛ تر و خیس شد دانه و نَتَش خود را در زمین زد. (از اقرب الموارد). || کهنه شدن جامه؛ انتش الثوب. (از تاج العروس) (از ذیل اقرب الموارد).
(1) - صاحب منتهی الارب انتاش را (از اَفعال) نشمرده و بجای آن انتتاش آورده بدو معنی نخست: «تره شده نتش برآوردن تخم» که مفهوم درستی ندارد. در شرح فارسی قاموس چنین آمده: انتش الحب از باب افعال یعنی تر شد دانهء خوشه پس سر زد اول روئید او در زمین. معنی دوم همان معنی نخست انتاش است که از ناظم الاطباء نقل گردید. در آنندراج نیز انتتاش با همان معانی منتهی الارب آمده.
(2) - در اقرب الموارد چنین است: انتش النبات؛ اخرج رأسه من الارض قبل ان یعرف، در تاج العروس و لسان العرب بجای یعرف، یعرق است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر