«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ زَ دَ] (مص مرکب)برگزیدن. انتخاب کردن. پسندیدن. مقبول شدن : ز دیده ام نرود خاک اگر شود جسمم هر آن نگه که ز روی تو انتخاب زده ست. وحید (از آنندراج).