انتظامی

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ص نسبی)منسوب به انتظام. (فرهنگ فارسی معین).
- قوای انتظامی؛ قوه هایی که حفظ نظم و آرامش مملکت بعهدهء آنهاست، مانند ارتش و شهربانی و ژاندارمری. (از فرهنگ فارسی معین).
- مأمور انتظامی؛ مأموری که عهده دار حفظ نظم و آرامش است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر