انتفاح

«لغت نامه دهخدا»

[اِ تِ] (ع مص)معترض(1) گردیدن بکسی و پیش آمدن او را. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). حایل شدن به کسی و منع کردن او را. (از اقرب الموارد). || برگردیدن بجایی: انتفح الی موضع کذا؛ برگردید سوی آن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
(1) - در ناظم الاطباء متعرض است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر