«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) جُستن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). طلب کردن. (از اقرب الموارد). || بیزار شدن از چیزی و دور گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). تبری جستن از چیزی و دور شدن از آن. (از اقرب الموارد). از چیزی بیزاری کردن. (تاج المصادر بیهقی). || نماز نفل گزاردن(1). (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نماز نوافل گزاردن. (از اقرب الموارد). (1) - در منتهی الارب: گذاردن.