«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) رهانیدن. (منتهی الارب). (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی) (مصادر زوزنی). یقال: انجاه الله؛ برهاند او را خدای. || درخت بریدن. || بریدن فرمودن درخت را. || پوست بازکردن. || بازگشتن ابر. || رسیده شدن میوهء درخت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). یقال: انجت النخله. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خوی برآوردن. || آشکار کردن. || تیز دادن. || پلیدی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || یقال: شربت دواء فما انجاه؛ ای ماه اقامه(1). (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || حاجت خود برآمدن. || بیرون کشیدن. || اغوا ساختن. (آنندراج). (1) - در ناظم الاطباء اتامه.