انجامش

«لغت نامه دهخدا»

[اَ مِ] (اِمص) آخرت، چون روز انجامش ای روز آخرت. (آنندراج). روز رستاخیز. قیامت. (فرهنگ فارسی معین) :
تو گفتی مگر روز انجامش است
یکی رستخیز است یا رامش است.فردوسی.
|| پایان. عاقبت. (فرهنگ فارسی معین) :
مرد در شهر خویش با نیروست
دیده هم در میان چشم نکوست
پشته هامون شود به انجامش
جوی جیحون شود بآرامش
خاک در ساکنی پسندیده است
چون بجنبید آفت دیده است.
سنایی (کارنامهء بلخ)(1).
در هر چه از اعتدال یاریست
انجامش آن بسازگاریست.نظامی.
(1) - مؤلف در یکی از یادداشتهای خود انجامش را در شعر مذکور سنایی چنین معنی کرده اند: کم کم برداشتن از چیزی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر