«لغت نامه دهخدا»
"[اَ / اِ] (معرب از انگبار، اِ) گیاهی(1) از تیرهء ترشکها که ریشه اش دور خود پیچیده و در تداوی بعنوان قابض بکار رود. انارف. برسیان دارو. (فرهنگ فارسی معین). معرب انگبار است و آن رستنیی باشد سرخ رنگ و پیوسته در کنار جویها روید و عصارهء آن نیز سرخ میباشد. بواسیر را نافع است. (برهان قاطع) (آنندراج) (هفت قلزم). رستنیی است از طایفهء پولیگونه و ریشهء آن در طب استعمال میشود و از ادویهء قابض است. (ناظم الاطباء). نباتی است برگش شبیه ببرگ رطبه و با اندک زغبی مثل غبار و شاخهای او قویتر از شاخ رطبه مایل بسرخی و بقدر قامتی و در اکثر بر علیق متشبک میشود و آنچه در نزدیکی او میباشد و گلش سرخ و بعد از ریختن گل غلافهای کوچک ازو بهم میرسد و در آن تخمهای ریزه است و بیخش خشبی و سرخ و مستعمل از او عصارهء بیخ تازهء آن و ریشهای باریک اوست و او را لحاء انجبار گویند. (از تحفهء حکیم مؤمن). قرنوه. هرنوه. انگبار. (یادداشت مؤلف). و رجوع به تحفهء حکیم مؤمن شود. (1) - لاتینی Polygonum bistorta . (از فرهنگ فارسی معین). فرانسوی Bistorte,serpentaire، انگلیسی Bistort, snakeweed, adder-word. . (از واژه نامه گیاهی)."