انجکک

«لغت نامه دهخدا»

[اَ جُ کَ] (اِ) دانه ای باشد سیاه شبیه بدانهء امرود و مغز سفید دارد و آنرا بخورند. خاصیتش آن است که هرچند فراش خیال جاروب سنبل برجل خرسک ریش زند از پوست آن پاک نتوان کرد. (برهان قاطع)(1). یکی از اقسام آجیل و دانه ای است سیاه شبیه بدانهء امرود و مغز سفیدی دارد و آنرا انچوچک و به تازی دانج ابروج گویند و در کهکیلویهء فارس عمل می آید. (ناظم الاطباء). دانه ای باشد شبیه بدانهء امرود و مغز سفید دارد خاصیتش آن است که هر که او را خورد خوابهای عجیب و غریب بیند. (هفت قلزم). بفارسی محلب و بهندی کهیلا خوانند. (مؤید الفضلاء). بشیرازی دانج ابروج را گویند. (از اختیارات بدیعی، نسخهء خطی کتابخانهء لغت نامه ذیل دانج ابروج). در تحفهء حکیم مؤمن انچکک است و چنین آمده: دانج ابروج [ را ] در اصفهان انچکک نامند، دانهء امرود جنگلی است. (تحفه ذیل دانج ابروج). در یکی از یادداشتهای مؤلف انجلک با لام است. انجل. (ناظم الاطباء). و رجوع به انچوچک و انجل شود. || خطمی. (ناظم الاطباء).
(1) - در حاشیهء نسخهء چاپ سوم کلکتهء برهان قاطع (سال 1834 م.) آمده: بدانکه در این مقام کلام مصنف از لفظ فراش خیال الی آخر ترجمهء لغت، بی معنی و مخبط است که اصلاً غرض آن مفهوم و مفاد آن معلوم نمیشود. در این صورت برآوردنش اولی بود چه بدون آن نیز کلام از ربط نمی افتد، لیکن چون در جمیع نسخهای موجوده که عدد آن قریب به ده میرسد با اختلافی سهل موجود بود بحال خود گذاشته طبع نموده شد تا تصرف صریح در کلام مصنف لازم نیاید. (نقل از حاشیهء برهان قاطع چ معین). در انجمن آرای ناصری بنقل از آن در آنندراج آمده: در برهان متعدده به همین صورت نوشته و باسمه کرده اند از فراش خیال تا به آخر این فقره سخن بیمعنی و بیمزه است و جای طعن و تماخره است بعد از آنکه تفکر بسیار در این معنی و بیان شد بخاطر رسید که ظرافتی بخاطر ابن خلف تبریزی رسیده که بعد از خوردن و شکستن آن حبه، پوست آن از ریش خورنده پاک نشود و فراش خیال را استعاره کرده جاروب سنبل تصحیف شدهء جاروب سبیل است و جل خرسگ ریش خود را گفته یعنی چنانکه فراش فرش را جاروب کند و پاک سازد و فراش خیال بی جاروب سبیل نتواند پوستهای آنرا از ریش بیرون کند با این همه این تأویلات خاصیتش این است معنی ندارد و خاصیت در مقام نفع و ضرر مأکولات و غیره استعمال شود. معلوم شد که آنچه در باب لغات پیروی صاحبان کتب را نموده در این مقام این انشاء بلیغ زادهء طبع ایشان بوده برهان ذوق سلیم و سلیقهء مستقیم برهان خود همین عبارات بس تا زین سپس از او چه آید عجب تر اینکه صاحبان فرهنگ این لغت را در کتاب خود نیاورده اند و درعراق و فارس معروف است ولی او را انجکک نگویند و آنرا انچوچگ بجیم و کاف فارسی خوانند. دکتر معین در مقدمهء برهان قاطع صفحهء نود و ��فت (با نقل به معنی از فرهنگ نظام) نوشته اند: میرزا اسدالله غالب شاعر بزرگ اردو در کتاب «قاطع برهان» خود که رد بر برهان قاطع است این عبارت را زبان جنی دانسته، حسین خلف را مجنون خوانده است و امین الدین در جواب اعتراضات غالب در «قاطع القاطع» ناگزیر شده که عبارت مزبور را بر غلط کتاب حمل کند. حقیقت آن است که مولانا بسحاق اطعمه (ابواسحاق حلاج شیرازی) در پایان دیوان اطعمهء خود که دربارهء انواع طعامها و غذاها بر سبیل طیبت سروده، فرهنگی برای اغذیه ترتیب داده است و لغات را بر سبیل هزل شرح کرده است. از جمله گوید: «الانچکک، دانهء سیاه که مغزی سفید داشته باشد چون دانهء امرود. خاصیتش آن است که هرچند فراش خیال جاروب سبال بر زیلوچهء ریش زند آن پوست پاک نتوان کرد».
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر