«لغت نامه دهخدا»
[اَ جُ مَ] (اِ مرکب)(1)موضعی که در آن انجمن واقع شود. بزمگاه. مجلس گاه. (از آنندراج). محل انجمن و کنکاش. (ناظم الاطباء). محفل. (زمخشری) : به بیعت درین انجمن گاه بود ز احوال پیشینه آگاه بود. نظامی (از آنندراج). همه همگروهه براه آمدند سوی انجمن گاه شاه آمدند.نظامی. در آن انجمن گاه انجم شکوه که جمع آمد از هفت کشور گروه.نظامی. (1) - مرکب است از انجمن و گاه و گاه در میان مکان و زمان مشترک است، پس انجمن گاه بمعنی محل جمعیت و وقت جمعیت است. و بمعنی جای عشرت و وقت صحبت هم هست. (از شعوری ج1 ورق 129 ب).