«لغت نامه دهخدا»
[اَ زَ / زِ پَ / پِ کَ دَ](مص مرکب) کسی را اندازه پیدا کردن، محل و مرتبهء او را معین کردن. (از حاشیهء تاریخ بیهقی چ فیاض - غنی ص 34): درحال عبدالله طاهر از پیش خلیفه بیرون آمد و این تشریف که خلیفه فرمود بدو رسانید و او را اندازه پیدا کرد و امیدوار دیگر تربیتها گردانید. (تاریخ بیهقی چ فیاض - غنی ص 34).