«لغت نامه دهخدا»
[اَ دَ هَ گُ دَ] (مص مرکب) مرج(1). (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی). (1) - مرج به معنی مضطرب و پریشان گردیدن است و ظاهراً مراد همین معنی است یعنی از هم پاشیده شدن و پراکنده شدن. ازهم باز شدن. منتشر و پراکنده گردیدن.