«لغت نامه دهخدا»
[اَ دَ](1) (اِخ) یا اندگان. نام شهری و ولایتی است مابین سمرقند و چین و معرب آن اندجان است. (برهان قاطع) (از انجمن آرا) (از آنندراج). شهری است در ترکستان که پایتخت فرغانه است و آن را تعریب کرده، اندجان گفته اند. (از ناظم الاطباء)(2). دهی است بفرغانه. از آن ده است عمروبن محمد طاهر صوفی. (منتهی الارب) (از معجم البلدان). و شاعر فارسی علی قرط اندکانی از آن قریه است. (یادداشت مؤلف). || دهی است بسرخس در آن ده است قبر زاهد احمد حماوی. (منتهی الارب) (از معجم البلدان). و رجوع به اندکان شود. (1) - در معجم البلدان و منتهی الارب بضم دال است. (2) - ناظم الاطباء کلمه را با «گ» آورده.