اندوب

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (اِ) جوششی است با خارش که پوست بدن را سیاه کند و درشت گرداند آنرا بعربی قوبا گویند. (برهان قاطع) (هفت قلزم) (از آنندراج). جوششی با خارش که بر پوست آدمی برآید و آن را سیاه و خشن کند و اندروب نیز گویند. (ناظم الاطباء) :
ترا کی خوش بود دیدار محبوب(1)
که داری در همه اندام اندوب.
افضل الدین کرمانی.
و رجوع به اندروب و اندوج و قوبا شود.
(1) - ن ل: ترا ره کی بود در پیش محبوب.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر